معتکف کوی تو ام
آمادگی برای پاک شدن در این 3 ماه مبارک
خیلی دلم گرفته بود و احساس تنهایی میکردم
شبا کابوس میدیدم روزا هم سرگردون بودم
اما خدا ی مهربونمون بنده ی ناچیزشو صدا کرد
و سخاوتمندانه همه ی بدیهامو بخشید
منو تو خونه ی خودش راه داد
خونه ی که عطر بهشت و بیادم می آورد
سه روز آرامش و اطمینان خاطر
۳روز در بهشت
۳ روز در آسمان
۳ روز آسمان مال من است
۳ شب بی تو مهتاب...
۳ روز عاشقی بیقرار...
-----------------
زیارت امام رضا ی مهربونمون در فضای مجازی
جوانان بيشتر در معرض مرگ و مير مي باشند.
و بدين وجه جوانان به ندرت به پيري مي رسند.
چه بسا جواناني اند که در آغاز عمر و عنفوان جواني شان
شکار مرگ شدند و دوستان و خويشاوندان شان
در رثای جواني شان اشکها ريخته
و نداهاي آه و حسرت سر داده اند.
مگه نه
بله یک لحظه در حین گناه
تمام
روزی ۱۰ دقیقه یاد مرگ
مهربانترینم
رحم كن در اين دنيا به غربتم و هنگام مرگ به غمزدگيم و در قبر به تنهاييم
و بيامرز براى من آنچه از كردارم كه بر مردم پوشيده مانده و ادامه بده برايم آنچه را كه بدان مراپوشاندى
و در آن حال كه در بستر مرگ افتاده و دستهاى ياران مرا به اين سو و آن سو كنند
بر من رحم كن و در آن حال كه روى سنگ غسالخانه دراز كشيده ام و همسايگان شايسته ام به اينطرف و آنطرف مى گردانند
خدايا چقدر تو به من نزديكى و در مقابل چقدر من از تو دورم و با اينهمه كه تو نسبت به من مهربانى
پس آن چيست كه مرا از تو محجوب دارد
بر من تفضل كن و هنگامى كه خويشان اطراف جنازه ام را بر دوش گرفته اند با من مهربانى فرما
نماز توبه
رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله فرمود:
كه هر كه این نماز توبه را بجا آورد توبه اش مقبول و گناهش آمرزيده شود و کسانی که به او مدیوننددر روز قيامت از او راضى شوند و با ايمان بميرد ..و قبرش نورانى گردد و والدينش ازاو راضى گردند و مغفرت شامل حال والدين او و فرزندانش گردد و توسعه رزق پيدا كند و ملك الموت با او دروقت مردن مداراكند وراحت جان دهد
و كيفيّت آن چنان است كه غسل كند و وضو بگيرد ...
بهترین دوست ما ماه مبارک
اى ماه گرامى مبارك رمضان كه بركت آوردى، ما را شستشو كردى و رفتى و بعدا اگر آلوده شدیم به دستخود آلوده شدهایم والا تو ما را تطهیر كردى و رفتى. ما احساس سبكى مىكنیم
سلام بر تو، قبل از اینكه بیایى ما انتظار تو را داشتیم
ای مهمان گرانقدرى كه به بركت تو، خدا خیلى از بلاها را از ما برداشت و خیلى از بركات را به ما داد. ما در حقیقت مهمان تو بودیم،
هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد
خداش در همه حال از بلا نگه دارد
در ايام جوانی ( حدود ۲۳ سالگی ) دختری رعنا و زيبا از بستگان، دلباخته من شد و سرانجام در خانهای خلوت مرا به دام انداخت دلبری کردو...، با خود گفتم
خدا میتواند تو را خيلی امتحان كند، بيا يك بار تو خدا را امتحان كن! و از اين حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف نظر كن. سپس به خداوند عرضه داشتم:
« خدايا! من اين گناه را برای تو ترك میكنم، تو هم مرا برای خودت تربيت كن.»
همه چیز خوب است، اما برای خدا!
به شادیُّ و آسایش و خواب و خور
ندارند کاری دل افکارها
بجز اَشک چشم و بجز داغ دل
نباشد بدست گرفتارها
کشیدند در کوی دلدادگان
میان دل و کام دیوارها
چه فرهادها مرده در کوهها
چه حلاجها رفته بر دارها
این امضا در دیدار آن زمان حضرت امام(سلام الله علیه)
با این کودک(زهرا صالحی خوانساری)از قم
بوسیله ی امام تایید شد .امام فرمودند:این خون شهید را لطف کنید
نزد حقیر بگذارید...تا در مواقع دعا همراهم باشد
و در موسسه نشر آثار نگه داری میشود.
کرامات شهید سید مجتبی صالحی خوانساری
ادامه مطلب>>سخن اهل دل
سحر بلبل حکایت با صبا کرد
که عشق روی گل با ما چهها کرد
من از بیگانگان دیگر ننالم
که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
خوشش باد آن نسیم صبحگاهی
که درد شب نشینان را دوا کرد
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد
فرمودند:براي من مهمه که دعا کنين برا ي ظهورمن
نه کشي به تيغ هجرت نه به وصل ميرساني
آيا جمال نورانيشو نبينينيم و مطيع باشيم بهتر ه يا چشم ما روشن بشه و لي مطيع نباشيم
.. رويش به چشم پاک توان ديدچون هلال..هر ديده جاي صورت ان ماه پاره نیست...
آن دلبر دير آشنا نشنيد آه و زاريم.. .آه ار نبخشد چشم او روزي شفا بيماريم
خيلي ها ...از زن و مرد همين امسال...به حضورت رسيدن
جمالت آفتاب هر نظر باد
زخوبي روي خوبت خوبتر باد
دلی کو عاشق رویت نباشد
همیشه غرقه در خون جگر باد
انسان انسان ميشد اگر يک لحظه پيش او ميماند
تشنگي را از نديدنش با زيارت هر روزه حرم و فقیهان ربانی تخفيف ميدهيم
چه دارد جهان جز دل و مهر یار
مگر توده هائیّ و پندارها
ولی رادمردان و وا رستگان
نَیازند هرگز به مردارها
به ذره گر نظر لطف بوتراب
به آسمان رود و کار آفتاب کند
بر سر در حرم حسینی نوشته شده
عارفان اینجا به معنا زائرندالله را
عرش رب خوانند خاصان این تجلیگاه را
حضرت آدم که سلام خدا ی مهربان بر او باد ۳۵۰سال بعد از ان اتفاق اشک ریخت...مثل دو جوی آب ولی هنوز توبه اش پذیرفته نشده بود.
درگریه ی شکسته دلان آب داخل است
۵۰سال ذکرگفت..یا ارحم الراحمین...یاالله...یارب...یااله العاصین...یاغفار...یارحمن...یارحیم...یانور...یا قدوس...یا کریم
دیگر اویس نیست
او مظهر صفات جمالی و جلالی و اسماء حسنی و ذات
حضرت حق شده
علی اکبر
منشاء سکوت اهل ولایت و محبت
در عالم حضرت علی اکبر است
انه ممصوص بذات الله
هر کسی که مجذوب به جذبات الهی است
از آن حضرت بار میگیرد
عجیبه که ما هر کاری دلمون خواست بکنیم .اما دیگران نه ...اونجا ناراحت میشیم
برای ما مجازه ولی برای بقیه غیر مجاز
پس اول خودمون خوب بشیم
حيوانات هم تسبيح ميگن استفاده ميکنن ... ما سوءاستفاده نکنيم...
اين دستگاه افرينش برای همينه اين همه پيامبران و اولياءخدا سختی کشيدند که ما
غافل نشيم ...بی معرفتی نکنيم
به خودمون انتقاد کنیم..نصیحت کنیم..تنبیه کنیم..اگر چشم و دست و زبان آزاد شد گرفتاری پیدا میکنیم
دلمون برای خودمون بسوزه نه دیگران..اول.فکرخوب شدن خودمون باشیم نه مردم مگر ما جزو مردم نیستیم
جواب چشمو بدیم..جواب دستو بدیم..گرفتاری های خودمونو اگه کم نمیکنیم زیاد نکنیم
از دست خودمون زمین خوردیم..نزدیکان ما دشمن ما نیستند..خودمون
مگر نه همه هم بد باشن هیچ ضرری به ما نمیرسه اگه خدایی باشیم
اگه از خواسته های شیطانی گذشت کینه ها رو به دور ریخت به ستاره ی زهره هم میرسه.
مگر نه نه نمازی بوده نه خدمتی نه کار خیری همان آتیشها همه رو سوخت
هر جا هم میره ی آتشی بر پا میکنه
تا آنجا که مبدا میل عوض بشه
ومیل به سوی مولا سیر کند.مبدا میل نفس انسانه
آتش درونی ما از آتش دوزخ ترسناکتر است..پایگاه داخلی شیطان برای نفوذشه
مهم نیست که کار خیر نکنیم لااقل شر نرسونیم دستمون را هم میبوسندحرفمون هم از صد تا سند معتبر تره فکر میکنی نمیشه؟
آتش نداشته باشیم عزیز میشه..آزاد نذاریم زبان را ...چشم و گوش و دست و پا را
اینها شهادت میدند علیه ما ..از صاحبشون شاکین در عذابند
اما اگر اتفاده ی صحیح کنیم حتی وسایلمون هم به صاحبشون افتخار میکن
یک نوزاد تا سن یک سالگی شهودش کامله ومعصومه..از مکاشفات توحیدی ذاتیه
تا مکاشفات ولایی ائمه ی اطهار واولیاء خدا
به دستاش دقت کردین به موهای مخملیش..
عاشق حضرت دوست همواره پريشانه بين جمال و جلال معشوق
جمال جذب ميکنه...و جلال دست رد به سينه ی عاشق ميزنه.که تا در حجاب خودی...عنايتی به تو ندارم.فقط خلوص عمل سالک ر از خود بينی نجات ميده.ما بايد از دنيا و حتی آخرت صرفنظر کنيم ...........
به خط و خال گدايان مده خزينه دل ...بدست شاه وشی ده که محترم دارد
عارف از پرتومشاهدات جماليه ی حضرت حق دانست که حقيقت و ملکوت همه موجودات چيست...
از اين راه ميشه عارف ر از غير اون شناخت.
.عارف از پرتو می راز نهانی دانست....
گوهر هرکس از اين لعل توانی دانست....
معرفت از طريق مظاهر حضرت حق ما را به دام کثرات گرفتار ميکنه.و مشاهدات مون بيدوامه به ..غمزه ی نرگس خمارت مارا ببر...
جمالت آفتاب هر نظر باد
زخوبی روی خوبت خوبتر باد
دلی کو عاشق رويت نباشد......هميشه غرق در خون جگرباد
محبوب من...کيست که لذت وغم انس تو را چشيده باشه..و غير ر برگزينه
آن دلبر دير آشنا نشنيد آه و زاريم.. .آه ار نبخشد چشم او روزی شفا بيماريم ....
اگر بدانيم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادات و در راس انها نماز است كه بواسطه ی خضوع و خشوع و آنهم به اعراض از لغو محقق می شود . كار تمام است
جان من کجايی کجايی که بی تو دل شکسته ام
سر به زانوی غم نهاده ام ، به گوشه ای نشسته ام
که بوی باران شکفته در هوايت
ياد از آن بهاران که شد خزان به پايت
شد خزان به پايت بهار باور من
سايه بان مهرت نمانده بر سر من
جز غمت ندارم به حال دل گواهی
ای که نور چشمم در اين شب سياهی
چشم من به راهت هميشه تا بيايی
باغ من بهارم بهشت من کجايی؟
جان من کجايی کجايی که بی تو دل شکسته ام
منظور آنكه اگر كسى از روى واقع در امر هدايت متوسّل به پروردگار خود گردد البتّه او را اعانت و يارى خواهد نمود. در اين حال استمداد از آيات قرآنيّه كه موافق حال اوست بسيار مؤثّر و مفيد واقع خواهد شد، قال الله تبارك و تعالى: الا بِذِكْرِ اللَهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ و نيز اورادى مانند: يا فتّاح، يا دليل المتحيّرين و امثالها مؤثّر خواهد بود. البتّه بايد دقّت داشت كه از ته دل و با حضور كافى و توجّه انجام داد
ای خاکیان ای خاکیان یک لحظه
سر بالا کنید
از دیده ی بینا نظر
بر شاهد یکتا کنید
ای خاکیان ای خاکیان
با خاک بازی تا به کی
بندید چشم از آب و گل
دل مظهر اسما کنید
آنکس که تو را شناخت، جان را چه کند
فرزند و عيال و خانمان را چه کند
ديوانه کنی، هر دو جهانش بخشی
ديوانه تو، هر دو جهان را چه کند
| بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ |
|
گر کافر و گبر و بتپرستی بازآ |
| این درگه ما درگه نومیدی نیست |
|
صد بار اگر توبه شکستی بازآ |
ادامه مطلب>>درد دلهایم
صداي آرام خدا در درونم گفت
"While dealing with a stranger, common courtesy you use,
وقتي با يك غريبه برخورد ميكني،آداب معمول را رعايت ميكني
But the children .. you love, you seem to abuse.
اما با بچه اي كه دوست داري بد رفتار ميكني
ادامه مطلب>>با کسانی که دوست داریم چه می کنیم؟
آقا مهدی خوب سلام
خانم اکبری گفته اگه تو بیای همه جا آباد میشه همه ی بد ها میمیرن :اونوقت آدم خوبا میشن رییس همه ی شهر...همه ی آدما پولدار میشن همه چی قشنگ میشه...تازه گفته تو اونقدر خوبی که هر چی بخوام میتونم صدات کنم...
میخوام بت بگم آقا مهدی خوب!
آقا مهدی خوب..ادامه>>زبان حال ما
ای قلم سوز لرین...
ای قلم در حرفهایت اثری نیست
از آشنای من خبری نیست
فقیری در ایام حج خدمت حضرت امام صادق
(که سلام و درود خدای مهربان بر ایشان باد ) شرفیاب شد...
آقا از انگوری که میل میفرمود به ایشان تعارف کرد...
آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حقّ نازل كرده است خاشع گردد؟! و مانند كسانى نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسمانى داده شد، سپس زمانى طولانى بر آنها گذشت و قلبهايشان قساوت پيدا كرد؛ و بسيارى از آنها گنهكارند!
زمر-53
اي بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده ايد!
از رحمت خداوند نوميد نشويد
که خدا همه گناهان را مي آمرزد
زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است
چقدر نيکبخت خواهي بود
در حاليکه در دل این شب های مبارک برخيزي
و دروازه آفريدگار خويش را به اميد قبول توبه ات در بزنی
ادامه>>وقتشه
اى كسانى كه ايمان آورد هايد
! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد
هنگامى كه شما را دعوت می کند ..صدا می کند
كه شما را زندگی بخشد!
و بدانيد خداوند ميان انسان و قلب اوست
، و همه شما [در قيامت] به اصل خود بر می گردید
با اين جمله تمام زندگي من رو خدا به هم ريخت
حس کردم که من مردم
من هيچي بلد نبودم ولي دقيقا فهميدم که يک مرده هستم
که دارم راه ميرم با تکبر،
و همه چيز زير سلطه منيت منه
و يکي اون بالا داره به من ميگه:
فکر نکن که تو هستيها. همه چيز منم.
ببين همه چيز تو را شکوندم
سعي کردم فراموش کنم چيزي که شنيدم.
نوار رو خاموش کردم. بر نگردوندم که دوباره گوش کنم.
برگشتم خونه و زندگي من، زندگي ( زندگي ) من،
از اون لحظه شروع شد
ما بايد به اين نقطه برسيم تا ظرف منيت مون رو بشکونيم
هر وقت به اين نقطه رسيديم بقيهش ديگه سرازيريه
حجاب، اسماعيل من بود
اين اسماعيل بزرگ من بود
(((*ذبحش کردم*)))
با کمک خدا
ولي ميدونين با چه کمکي؟
که تو چهل روز از يه گناه دوري کن، بقيه ش با من سهيلا

و من اينطور حجاب رو از خدا خواستم و آماده بودم که هر قيمتي هست بپردازم
چي بهتون از لحاظ حسي اضافه شد وقتي که حجابو انتخاب کردين؟
***

فکر کردم صاحب دارم

***
يه کسي داره منو نگاه ميکنه
و اون بالا داره به ملائکهش ميگه: ببينين!
اين
سهيلاست
براي منه ها






دوس دارم برسم به اون مرتبه اي که،
خداوند اين گل وجود منو ميچلوند
من که هستم؟
ای که بوی باران بوی باران
بیا بریم ازاین دیار
گاهی احساس میکردم که فاطمه اصلاً دل ندارد.
وقتی میدیدم به هیچ چیز دل نمیبندد،
با هیچ تعلقی زمینگیر نمیشود،
هیچ جاذبهای او را مشغول نمیکند،
اى فاطمه ! با اين كه مى دانستى ، او نابينا است
و تو را نمى بيند، با اين حال چرا پنهان شدى ؟
پاسخ داد: بلى ، او نابينا بود
ولى من كه بينا بودم و چشم داشتم .
باعث گناه دیگران هم نشیم خیلی مهمه و موثر در خوشبختی و اینده
شد زندگاني زندان من
درياي اشك چشمان من
اي عمر شيرين از تو سيرم
بگذر از من تا بميرمآخر ديدم با چشم دل
زندگي دام فريب است
مارا از اين دام جز درد و رنج
كي قسمت است و نصيب استديگر مارا كي در اين دام
بيش از اين صبر و شكيب است
گاهي فكر مي كردم با اين همه مهرباني
بعضی از همین خانم ها
شما را بر سر دست خواهند گرفت
دل هايشان را منزل محبت شما خواهند كرد
به سايه تان سجود خواهند برد
و كمر خواهند بست به خدمت شما
همه مقيم كوي شما خواهند شد
و دنبال وسيله براي تقرب خواهند گشت
خيال مي كردم از گرد پاي شما بال خواهند ساخت
از من خواهند گذشت و به معراج خواهند رفت
چه مي خواستند كه در محضر شما نمي يافتند.؟
دنيا مي خاستند شما بوديد
آخرت مي خواستند شما بوديد
سعادت،علم،معرفت،
من در خود میشکنم وقتي با بی اعتنایی به حرف های تو
هر روز و شب در بر پهلوي تو شكسته می شود
وقتي تو فضه را و ما را صدا میکنی
آی انسان ها انسانيت از جنين هستي سقوط كرد
خون جلوي چشمان مرا میگیرد وقتي
با بی حجابی ها و روابط گناه آلود
گل ميخ هاي در ،از سينه تو خونين و شرم آگين درآمد
وقتي با نگاه هایشان هر روز در همین مغازها و معابر
سيلي با صورت تو آشنا میشود
بعد هم کلی از تو حرف میزنند
همش حرف
شعار زیبا نوشتن
درد مون اینه که خودمون را با بدترین ها مقایسه می کنیم
نه با بهترین هاو باایمان های واقعی
البته جسارت به سروران مهربانمان نباشه
جان ما فدای خاک قدمشان
درد ما عشق واقعی نداشتن به معشوق واقعیه
و باز نشدن چشم دل به جمال ناز نینشون
و نتیجه اش
و عشق به بی وفایان
و نتیجش همین حرفاست
دیار عشق جاویدان بی هوسه
فرهاد و مجنون یک ذره هوس نداشتند
مادر وجودمون هزاران درد بی درمونه
ياس بوي مهرباني مي دهد
عطر دوران جواني مي دهد
ياس بوي حوض كوثر مي دهد
عطر اخلاق پيمبر مي دهد
حضرت زهرا دلش از ياس بود
قطره هاى اشكش از الماس بود
داغ عطر ياس زهرا زير ماه
مـى چكـانيـد اشك حيـدر را به چاه
عشق محزون علي٬ ياس است وبس
چشم او يك چشمه الماس است و بس
اشك مي ريزد علي مانند رود
بر تن زهرا؛ گل ياس كبود
گريه آرى, گريه چون ابر چمن
بر كبود ياس و سرخ نسترن
اين دل ياس است و روح ياسمين
اين امانت را امين باش ای زمین
اين دل ياس است و روح ياسمين
اين امانت را امين باش ای زمین
عطر تو...مست چشات٫
کلیپ عاشقم من عاشقی بیقرارم
دستامون اگر که دورن دلامون...
.عارف از پرتو می راز نهانی دانست....
گوهر هرکس از اين لعل توانی دانست....
راستش را بخواهيد!
تمام عشق را گشتم، حتي يك قطره مجاز هم پيدا نكردم!
عشق دوگانه نيست!
تنها يك بوسه ازلي است كه بر لبهاي همه معشوقان جهان رد و بدل ميشود. تمام لبهاي عالم ايستادهاند و آن بوشه را به يكديگر پاس ميدهند.
چه كسي آبشار بوسه خداوند را خواهد زد، معلوم نيست؟...عشق آلودگي نيست، هواي پاك روستاي فطرت است.
با عشق نميشود كاسبي كرد.
عشق معاهده انسان با ابديت است.
ابديت كه نميآيد در مراسم هر جلنبري برقصد!
اين بد کاره هایی که سم جسمانيت ميخورند و عرق انفعال ميريزند، كاريكاتور فرشتگان هم نيستند
مرگ بر آیین مسموم نگاه
مرگ برتصویراین بغض سیاه
دختران در عصر عسرت نارسند
دختران در این تنستان بی کسند
رنج بیگاریست اشک وآهشان
عشق اجباریست اردوگاهشان
عشق امازیریک دالان غبار
عاشقی اما به اسمی مستعار
خط مشكي چشمشان را كور كرد
چشمه شيرينشان را شور كرد
عینک تک بعدی شک بر یقین
چشمشان کور است ازچشم آفرین
وای بر آیینه های پیرشان
وای بر بیماری تصویرشان
ازبه بیداری چکیدن عاجزند
ازشقایق را شنیدن عاجزند
بر اثر مراقبه شديد و اهتمام به آن، آثار حبّ و عشق در ضمير سالك هويدا مىشود، زيرا عشق به جمال و كمال على الاطلاق فطرى بشر بوده و با نهاد او خمير شده و در ذات او به وديعت گذارده شده است ليكن علاقه به كثرات و حبّ به مادّيّات حجابهاى عشق فطرى مىگردند و نمىگذارند كه اين پرتو ازلى ظاهر گردد. به واسطه مراقبه كمكم حجابها ضعيف شده تا بالأخره از ميان مىرود و آن عشق و حبّ فطرى ظهور نموده ضمير انسان را به آن مبدأ جمال و كمال رهبرى مىكند. اين مراقبه در اصطلاح عرفاء تعبير به "مى" شده است
ادامه>>عاشقم من عاشقی بیقرارم...